فاطمه جان احمدى

28

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

تمدن‌ها براساس نوع تكوين ، اشكالى دارند و هريك داراى ويژگىهايى هستند كه مىتوان به‌وسيله آنها تمدن‌ها را از يكديگر بازشناخت و آنها را تقسيم‌بندى نمود . اين اشكال بدين قرار است : 1 . تمدنهاى قبيله‌اى يا كوچنده مبتنى بر حيات دامدارى . 2 . تمدنهاى يكجانشين مبتنى بر حيات كشاورزى . 3 . تمدنهاى شهرنشين مبتنى بر حيات تجارى . 4 . تمدنهاى شهرنشين مبتنى بر حيات صنعتى . 5 . تمدنهاى يكجانشين مبتنى بر حيات دينى و ايدئولوژيك . تمدن اسلامى نمونه عالى اين نوع تمدن است كه اساس پژوهش كتاب حاضر است . اركان تمدن به نظر ويل دورانت پس از تحقق شهرنشينى و استقرار نظم اجتماعى ، چهار ركن اصلى تمدن شكل مىگيرد : 1 . پيش‌بينى و احتياط امور اقتصادى كه ركن مهم حيات بشرى است . 2 . سازمان سياسى كه در گسترش امنيت و نظم اجتماعى مؤثر بوده و از هرج و مرج اجتماعى جلوگيرى مىكند . 3 . سنن اخلاقى كه مقوّم جامعه تمدنى است . اخلاقِ مبتنى بر ارزش‌هاى فرهنگى جامعه به شكل‌گيرى ، هدايت و استمرار حيات تمدنى منجر مىشود . 4 . كوشش در راه معرفت و بسط هنر كه عالىترين عنصر تمدن بشرى و تجلىگاه ذوق و نبوغ آدمى است . « 1 » به اين مجموعه مىتوان عوامل اثرگذار ديگرى را نيز افزود كه هريك نه‌تنها در ايجاد تمدن مؤثرند ، بلكه در تداوم آن نيز نقشى بسزا دارند . اركان ثابتى كه در شكل‌گيرى تمدن‌ها مؤثرند و به پايايى آنها مىانجامند ، عبارت است از : 1 . دين : اساسىترين و مهم‌ترين ركن تمدن و مقوّم آن است كه مىتواند با ابزارهاى معنوى و فرامليتى ، ضمن هدايت جامعه ، به تمدن نيز هويت بخشيده ، در تقويت ساير عناصر چون اخلاق ،

--> ( 1 ) . ويل دورانت ، مشرق زمين ، گاهواره تمدن ، ترجمه احمد آرام و ديگران ، ج 1 ، ص 3 .